عبد المحمد آيتى
39
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
آباقا خان بن هلاكو خان چون مدت عزا سپرى شد چند روز روان او را آش فرستادند . هلاكو دوازده پسر داشت ، از اين قرار : آباقا ، يشمت ، تبسين ، منكو تيمور ، يزوار ، « 1 » قنغراتاى ، آجاى ، تكشى ، تكودار ، جوشكب ، يسودار و چومغار « 2 » [ 53 ] از ميان اين پسران آباقا خان برگزيده شد . ارغون آقا و الجاى خاتون و ديگر خاتونان و شهزادگان و سروران رسولى به حضرت قاآن « 3 » فرستادند و از او فرمان خواستند . آنگاه خط دادند و همداستان شدند كه مطيع آباقا باشند . پس به قول منجمان و روحانيان مغول ساعتى مسعود تعيين كردند و در اواسط سال 663 او را بر تخت نشاندند . شاهزادگان به نوبت كمربند به گردن انداخته هفت بار در مقابل آفتاب زانو زدند . پس بزمى برآراستند و چندى به ناى و نوش نشستند . [ 54 ] آنگاه شهزادگان را به انواع الطاف خود بنواخت و آنان و امراء را چون ارغونآقا والكان پدر شكتور و برغان اغول و امير سانسز « 4 » و شيرامون پسر جورماغون ، بر حسب مراتب صلهها داد و پيكها با فرمانها به اطراف و نواحى كشور روان داشت . و همه را به عدل و رأفت خود وعده داد و سپاهيان سرحدات روم و بغداد و موصل و دربند معين كرد و برادر خود تبسين را در خراسان بر جاى خود بنشاند . آباقا در سياست ملك و محافظت و رونق سلطنت و عدل و انصاف مبالغه كرد و
--> ( 1 ) - چ : يزدار ( 2 ) - چ : جومقار ( 3 ) - غرض قوبيلاى قاآن است . ( 4 ) - چ : سانسر .